چرا حکومتها دست به سرکوب خونین میزنند

آزادی بیان
دکتر امیر احمدی آریان
شبکههای اجتماعی ملزم به رعایت آزادی بیان نیستند. آنها بیشتر به مراکز خریدی با مالکیت خصوصی شبیهاند؛ جایی که قاعده و قانونش را همین مالک خصوصی تعیین میکند و اگر کسی خط قرمزهایش را رعایت نکند او را از ملکش بیرون میکند
آنچه امروز با عنوان فرهنگ طرد میشناسیم، بیش از آنکه فقط تهدیدی برای آزادی بیان باشد، نوعی بازپسگیری صدا توسط گروههایی است که پیشتر در حاشیه بودند؛ پدیدهای که ریشه در دلشکستگی هواداران و بازتعریف اخلاقی رابطه با ستارگان دارد
در جهانی که شرکتهای خصوصی قدرت خاموشکردن صداها را در محیط کار و بیرون از آن دارند، آیا واقعاً میتوان از آزادی بیانِ بیمرز سخن گفت؟
آیا مبارزه با نژادپرستی نیازمند اِعمال محدودیتهایی برای آزادی بیان است؟ آیا بیان نژادپرستانه را باید نفرتپراکنی شمرد و در معرض محدودیت، سانسور و پیگرد قرار داد؟ آیا میتوان مرزی مشخص میان این دو مفهوم ترسیم کرد؟

تروما و تیمار جمعی
دکتر کیانا کریمی
گوشبهزنگی یعنی هنگامی که خشونتهای قبلی باعث میشود سطح هوشیاری فرد نسبت به محیط اطراف بالاتر رود و گیرندههای حسی به شکلی بیشفعال به دنبال یافتن نشانههای خطرِ احتمالی باشند. خیلی وقتها خطری وجود ندارد یا واقعاً احتمال اینکه اتفاق ناگواری بیفتد کم است، اما فرد گوشبهزنگ میپندارد خطر نزدیک است و باید موقعیت خود را مدام محک بزند
وقتی در موقعیت فرودستی و ستمدیدگی قرار میگیریم، به دلیل نبود اطلاعات موثق، وجود انبوهی از روایتهای متناقض، و بیاعتمادی به نهادهای صاحب قدرت، در وضعیت پارانویایی قرار میگیریم که در آن واقعیت همواره «پشت پرده» تصور میشود و مدام به دنبال یافتن دستان پنهانی هستیم که شرایط بحرانی ما را رقم زدهاند
درمانگر نمیتواند فقط شاهد رنج فردی مراجع باشد و چشمش را بر نیروهایی که این رنج را در سطح اجتماعی بازتولید میکنند ببندد؛ رواندرمانی اگر بخواهد اخلاقی باشد، باید به جای درمانِ بیسروصدای رنجها، ریشههای ساختاری آنها را هم هدف بگیرد—حتی اگر این ریشهها به سیاست، اقتصاد، یا نهادهای قدرت برگردند

زبان و ملیگرایی
دکتر الکساندر جباری
گویشوران عربی با ویژگیهای قومی، ملی و فرهنگیِ بسیار متفاوت از هم، در یک گسترهی وسیع جغرافیایی ساکن هستند؛ اما آیا تکلم به زبان عربی در جهان عرب، عامل وحدتِ قومی و ملی است؟ تلاقی زبان، هویت ملی و تضادهای سیاسی در کشورهای عربزبان به شکلهای متفاوت از یکدیگر بروز کرده است
دستور زبان، از نظر گرامشی، هنجارهایی است که طبقهی حاکم و فرادست وضع میکند. اما گرامشی آموزش همین دستور زبان هنجاری را برای فراگیری زبان ملی لازم میداند، چرا که نبود زبان ملی باعث شکافهای بومی و برخوردهای محلیگرا میان تودههای مردمی میشود
پس از اینکه فارسی به عنوان زبان رسمی هندوستان کنار گذاشته شد، چه بر سرش آمد؟ ایرانیانی که فارسی را زبان «ملی» خود میدانستند و فارسیزبانان شبهقارهی هند که دیگر فارسی برایشان زبانی «خارجی» شده بود، چه تلقیای از حجم عظیم نوشتههای فارسی داشتند که در هند به نگارش درآمده بود؟
اصلاحات دستوری و از بالا به پایینِ زبان از مهمترین اقداماتی بود که سیاستمداران ترکیه پس از سقوط امپراتوری عثمانی و تولد جمهوری مدرن انجام دادند تا بدین ترتیب هویت ملی کشور را بازتعریف کنند. هدف اصلی از این اصلاحات حذف دستور زبانِ عربی و فارسی و کنارگذاشتن هزاران وامواژهای بود که از مدتها پیش به مکتوبات و گفتار مردم کوچهوخیابان گره خورده بود

تدوین قانون اساسی
دکتر آنا فروشتوفر و دکتر الکساندر هادسن
در کنیا یک اراده جمعی و دموکراتیک به هدف اصلاح قانون اساسی شکل گرفت که دستاوردهای مدنی مهمی داشت. اما در نهایت شکست خورد، چون سیاستمداران رقیب برای تضعیف این اراده همدست شدند. اگر صاحبان قدرت میلی به پذیرش قانون جدید نداشته باشند و رویکردهای فاسد پیشین را ترجیح دهند، احتمال شکست روند تدوین قانون بالا میرود
معمولا تصور میشود که یک قانون اساسی با متن و محتوایی خوب میتواند دموکراسی را تضمین کند، اما دموکراسی اتفاقا از دل فرایندی بر میآید که طی آن محتوای قانون اساسی تدوین میشود. به عبارت دیگر، دموکراسی از متن قانون اساسی نشأت نمیگیرد، در حین تدوین این قانون است که شکل میگیرد و پایداری و سلامت آن تضمین میشود
در طراحی روند تدوین قانون اساسی باید به تفاوت «مشارکت» بالا و «شمولگرایی» دقت داشت. مشارکت گسترده الزاما به روند دموکراتیک نمیانجامد. در عوض مهم این است که روند تدوین شمولگرا باشد، یعنی همه گروههای ذینفع در تدوین دخیل باشند، ولو نمایندگان این گروهها مجمع کوچکی تشکیل دهند
وقتی میان مردم مناقشات عمیقی درباره ماهیت و هویت کشور وجود دارد و احساسات انقلابی هم غالب است، بهتر است قانون اساسی در یک «رویکرد تدریجی» نگاشته شود و تصمیم درباره موضوعات جنجالی تا حد ممکن به تعویق بیفتد. این رویکرد موثریست که قانونگذاران هند، ایرلند و اسرائیل اتخاذ کردند

چندفرهنگگرایی و حقوق اقلیتها
دبیر مجموعه: دکتر میثم بادامچی
گروههای اقلیت به دلیل تفاوت فرهنگیشان مستحق شکلهای خاصی از بهرسمیتشناختهشدن، پذیرش و محافظت فرهنگی در حوزهی عمومی هستند. این نیازها را نمیتوان با «بستهی استاندارد» لیبرالیسم توضیح داد و تفسیر آنها نیازمند یک دفاعیه جدید از فرهنگ و حقوق فرهنگی است.
تحلیلهای روزمره حول جنبشهای قومیت و ملی، «گروههای قومی» را به عنوان بازیگران اصلی درگیری معرفی میکنند، اما بازیگران اصلیِ بیشتر درگیریها خود گروهها نیستند، بلکه سازمانهای مختلفی هستند که تحت نام این گروهها عمل میکنند
نظام فدرالیسم معمولا با تقسیم قدرت میان دولت مرکزی و دولتهای ایالتی ترویجگر دموکراسی است، اما نه همیشه. در مالزی، فدرالیسم برای تقویت سیستمی نیمهدموکراتیک به کار بسته شده که ملغمهای از دموکراسی و کنترلهای اقتدارگرایانه است و قدرت را در انحصار یک ائتلاف خاص نگه میدارد.
مدافعان چندفرهنگگرایی در کانادا تحت فشار قرار گرفتهاند تا در کنار قومیت و نژاد، هویت دینی را هم به حقوق چندفرهنگگرایی اضافه کنند. چالش آنجاست که برخی از خواستههای گروههای محافظهکار اسلامی با مبانی لیبرال چندفرهنگگرایی تعارض دارد.

زنان و تغییر قانون
دبیر مجموعه: دکتر سحر مرانلو
برابری جنسیتی در پیشگاه قانون دقیقاً یعنی چه؟ آیا برابری قانونی به معنای تساوی همگان در برابر قانون است؟ یا برعکس، برای تحقق برابری اتفاقاً باید به جنسیت فرد توجه کرد و در برخی از موارد، قوانینی متفاوت برای زنان و مردان وضع کرد؟ آیا میتوان با اتکاء بر آموزههای فمینیسم نظام حقوقی برابری ترتیب داد؟
قانون ادعا میکند جامعه را برابر و عادلانه میبیند، اما استدلالهای حقوقی قضات همواره تحت تاثیر گرایشها و تعصبات آنها است. راه تحقق یک نظام حقوقی برابر آن است که بازیگران نظام حقوقی متنوعتر شوند و جا برای شیوههای مختلف استدلال حقوقی باز شود
گوئینت بب، اولین زن فارغالتحصیل رشتهی حقوق از دانشگاه آکسفورد بود که در سال ۱۹۱۳ از جامعهی وکلای انگلستان و ولز به خاطر ممانعت از ورود زنان به حرفهی وکالت شکایت کرد. چرا این زن گمنام مانده و نام او در تاریخ حقوق انگلستان نادیده گرفته شده است؟
اولین وکلای زن جنسیت خود را نادیده گرفتند بلکه تنها با اتکا به صلاحیت حرفهای در جامعهی مردانه وکلا پذیرفته شوند. با اینحال اکثر آنها برای ورود به این حرفه با دشواریهای زیادی مواجه شدند و در بسیاری از موارد به دلایل مختلف از کار خود منع شدند یا مجبور شدند تبعیضهای آزاردهندهای را تحمل کند

انتخابات در نظامهای اقتدارگرا
دبیر مجموعه: امیرحسین مهدوی
بعضی کشورها در گذار به دموکراسی در تثبیت حکومتی دموکراتیک عاجز ماندند و برخی دیگر ظرفیت لازم برای استقرار اقتدارگرایی تمامعیار را نداشتند. در هر دو حالت، نظامهای هیبریدی پدیدار شدند که در یک وضعیت خاکستری در میانهی اقتدارگرایی و مردمسالاری به ثبات رسیدند
بالارفتن سطح آموزش مردم الزاماً کمکی به پیشرفت دموکراسی و پایاندادن به اقتدارگرایی نمیکند. بسیاری از کشورها اتفاقاً با اتکاء به نیروی کار تحصیلکرده توسعه مییابند و به موفقیتهای مختلفی دست پیدا میکنند، اما الزاما از شر حاکمان اقتدارگرا خلاص نمیشوند
اگرچه رقابت در انتخاباتهای اقتدارگرا غالبا منصفانه نیست، اما نمایشی خواندن آنها هم با واقعیت انطباق ندارد. نفس برگزاری انتخابات تاثیری تدریجی بر کیفیت ادوار آتی انتخابات دارد. رقابت منظم موجب می شود که حاکم به درجاتی از پاسخگویی میل پیدا کند
زمانی کودتای نظامی اصلیترین دشمن دموکراسی بود، اما امروزه دموکراسیها بیشتر دچار زوال تدریجی میشوند؛ خشونت زوال شاید کمتر باشد، اما بحرانهای برآمده از آن سادهتر نیستند.

جوانان و سیاست
دبیر مجموعه: دکتر آصف بیات

جوانان هویتهای متکثری دارند و دنبالهروی هیچ نوع سیاست بهخصوصی نیستند؛ بلکه در برهه و شرایط مختلف دست به انواع و اقسام سیاستورزی میزنند. اما وقتی دست به عمل سیاسی میزنند، اغلب ذوق و سلیقه و ابداعات جوانی را به کار میگیرند. آنان بدین طریق مهر جوانی را بر پیشانی مبارزات سیاسی حک میزنند و درگیریشان را به گونهای نوآورانه ابراز مینمایند.
بسیاری از تحلیلگران عدم مشارکت جوانان در انتخابات را از عوامل بحران دموکراسی میدانند. اما بسیاری از جوانان و تشکلهای سیاسیشان در آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که مؤثرترین راه برای فشار آوردن به حکومت از طریق اعمال قدرت گفتاری و بیانی، و از طریق آموزش و تغییرات فرهنگی است؛ و نه لزوماً از طریق صندوق رأی
بخش بزرگی از نیروی کار در بازار امروز را میتوان «بیثباتکاران» نامید. جوانانی که از امنیت بازار کار محروم هستند، از وضعیت لرزان خود سرخوردهاند، و این باعث میشود اغلب عصبانی و خشمگین باشند. وضع متزلزلشان به آنها اجازه نمیدهد شبکهی معناداری از روابط قابل اعتماد برقرار کنند و این بر سرخوردگی و خشمشان میافزاید
جوانان فقیر ایرانی چه نسبتی با حکومت جمهوری اسلامی داشتهاند؟ آیا چنانکه برخی نظریهپردازیهای عمومی میگویند باید آنها را به دلیل محرومیتشان نیرویی مخالف و مقاوم در برابر سیاستهای حکومت دانست؟ یا چنانکه برخی مورخان نشان میدهند، جوانان فقیر ستون فقرات حامیان جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند؟
فعالان دانشجویی سابق متوجه شدند که چه شکافی میان هیجانات و امیدهای انقلاب دموکراتیک و واقعیتهای آشفته و دردناک مربوط به تأسیس دولت و جامعهی دموکراتیک وجود دارد. دولت دیگر مانع اصلاحات دموکراتیک نبود، اما پیشروان سابق انقلاب حالا میدیدند که اصلاحات در قیاس با براندختن دیکتاتور کاری بس ملالانگیزست

نظامیان و اقتصاد
دبیر مجموعه: دکتر علیرضا اشراقی و دکتر رویا ایزدی

چرا نظامیان در کشورهایی نظیر چین، کوبا و ویتنام با نظام کمونیستی به سرمایهداری علاقهمند میشوند و حضوری پررنگ در اقتصاد پیدا میکنند. نطفهی نیروی نظامی با فعالیتهای عمرانی، مهندسی و اقتصادی از همان آغاز تشکیل نظام جدید بسته شده. همچنین با کاهش منابع، نظامیان برای تامین هزینههای نظامی به فعالیت اقتصادی رو میآورند
نظامیان معمولاً در وضعیت نزاع یا اضطرار اجازهی فعالیت اقتصادی مییابند، و فرض بر این است که با بازگشت اوضاع به حالت عادی باید به پادگانها برگردند. اما نظامیانی که از فعالیت اقتصادی سود میبرند و به فساد ناشی از بینظارتبودنش هم مبتلایند در تداومیافتن وضعیت نزاع میکوشند
سیاستهای آزادسازی اقتصادی ارتشهای کشورهای خاورمیانه را وارد عرصهای کرد که در آن با دردستداشتن امکاناتی انحصاری عملاً جای رقابت را برای بخش خصوصی تنگ کردند و در سطحی بیرقیب به فعالیت تجاری پرداختند. این فعالیتها، و فساد همراه با آن، بهخصوص در بهار عربی، هدف اعتراض جنبشهای مردمی منطقه بود
تحولات سیاسی مانند روند دموکراسیسازی در کشورهای آمریکای لاتین چه تأثیری بر فعالیتهای اقتصادی نظامیان داشته است؟ چرا آزادسازی اقتصادی در کشورهایی فعالیت اقتصادی نظامیان را شتاب داد و در کشورهای دیگری مانع آن شد؟ سود نظامیان از فعالیتهای اقتصادیشان دقیقاً در کجاست؟
نظامیها وانمود میکنند که طرحهای عظیم اقتصادیشان برای «مردم» و «ملّی» هستند، اما اکثریت عظیم «مردم» از این طرحها سودی نمیبرند. سرمایهداری جدید نظامی دیگر در قالب شکلهای کلاسیک اقتصاد و بازار نئولیبرال عمل نمیکند و حتی دیگر در آن خبری از وعدهی آرمانشهر مصرفی نئولیبرال مبنی بر انتخاب آزاد و حقوق فردی هم نیست

نیروهای مسلح و اعتراضات مردمی
دبیر مجموعه: دکتر رویا ایزدی
سه خطر اصلی رهبران حکومتهای اقتدارگرا و حتی بعضی از حکومتهای دموکراتیک را تهدید میکنند: ارتش، نخبگان سیاسی نزدیک و خودی، و تودهی مردم. ارتش احتمال دارد کودتا کند، نخبههای سیاسی نزدیک به رهبران احتمال دارد علیهشان توطئه کنند، و تودهی مردم احتمال دارد قیام کنند
بررسی شیوهی مواجههی نیروهای نظامی با قیامهای مردمی در بحرین، یمن و سوریه بهخوبی نشان میدهد که ارتشها واحدهایی یکپارچه نیستند. فرماندهان و زیردستان منافع بسیار متفاوتی دارند که طی قیامهای تودهای تضادشان آشکار میشود
رفتار متفاوت نیروهای نظامی در مواجهه با قیامهای بهار عربی منجر به بحثهایی داغ و تحلیلهایی متناقض میان پژوهشگران علوم سیاسی شده. چرا در کشورهایی با فرهنگ مشابه و ساختار استبدادی مشترک، الگوهای متنوعی از وفاداری یا تمرد نظامیان را شاهد بودیم؟
سختی معاش، احساس همدلی بیشتر با مردم بهجای تعهد به نظام، نارضایتی از وظایف محوله، و همچنین اختلاف میان صفوف مختلف نظامی از جمله عواملی هستند که احتمال سرپیچی نیروهای مسلح از دستور سرکوب را افزایش میدهند

جامعه و سلامت روان
دبیر مجموعه: دکتر ارکیده بهروزان
استبداد با برقرار کردن بیعدالتی ساختاری برای مردم «اضطراب تروماتیک مدام» پدید میآورد و مدام آنها را در معرض تهدید قرار میدهد تا از ترس توان هیچ حرکتی نداشته باشند. حس خیانتدیدگی در محیط مملو از فساد نظاممند بیحساب و کتاب افراد را دچار تروما میکند
حاکمیت سیاستهایی را پیاده میکند که از کیفیت زندگی و طول عمر مردم میکاهد، اما هرگز مسوولیت وضعیت پیشآمده را نمیپذیرد. نمیتوانیم به اوضاع عمومی، شرایط نابسامان محیط کاری و اضطرابهای روزمره توجه نکنیم و در عوض راجع به ضعف اراده، اشتها، غذا، سیگار، خرید و اعتیاد افراد حرف بزنیم
ژانر خودیاری ریشههای سیاسی معضلات روانی را نادیده میگیرد، معضلات رایج را عادی و خصوصی میکند و فرد را مسوول آشوبهای «خودساخته» و «بیدلیل» درونیاش میداند. خود فرد باید به داد خودش برسد و حال بد او ربطی به اوضاع سیاسی و اجتماعی ندارد
دستهبندی آدمها مطابق معیارهای علوم زیستی و انسانی چه تاثیری دارند و در عمل چه نقشی در ساختار قدرت و فهم و رابطهی انسانها با یکدیگر بازی میکنند؟ دستهبندیها گاه میتوانند هویتهای جدید و نوعی از زیستن را خلق کنند که تابهحال وجود نداشته

جنبش و دموکراسی
دبیر مجموعه: دکتر محمدعلی کدیور
میراث انقلابها چیست؟ انقلابها در یک قرن اخیر دچار چه تحولات مهمی شدهاند؟ آیا باید در تعریف انقلاب تجدیدنظر کرد؟ چه عواملی منجر به وقوع انقلابها میشوند، چه عواملی به موفقیتشان کمک میکنند؟ برای اولینبار به این پرسشها با بررسی دادههای تمامی حرکات انقلابی از سال ۱۹۰۰ میلادی تا کنون پاسخ داده شده است
جنبشهای دیجیتال میتوانند زود دچار انجماد تاکتیکی شوند، ساختار تصمیمگیری ضعیفی دارند و همچنین فاقد رهبری سازمانی و رسمی هستند. ظرفیتها و مهارتهایی که منجر به کسب محبوبیت آنلاین میشود لزوما مهارتهایی نیستند که لازمهی رهبری کارآمد برای جنبشهای اجتماعی هستند
تجربهی کرهجنوبی نکتهای مهم را گوشزد میکند: اثر سرکوب و خشونت دولتی بر اعتراضات را نمیتوان تنها در افزایش و کاهش تعداد رخدادهای اعتراضی دید؛ جنبههای دیگر جنبش مانند تنوع کنشگران، تاکتیکها، گفتمانها، و ائتلافات نیز جنبههای مهمی از جنبش هستند که تحت تاثیر فضای سرکوب احتمال تغییر دارند
انواع گذارهای اعتراضی و جامعهمحور را نمیتوان لزوما در قالب اصلاح یا انقلاب قرار داد. مسیر اعتراضی به دموکراسی میتواند از راههای مختلفی بگذرد و نباید سناریوهای موجود سیاسی را به دوگانهای کاذب تقلیل داد

عراق: جنگ و حافظه
دبیر مجموعه: دکتر حوراء الحسن

کلیت تولیدات ادبی در طول جنگ، به استثناء چند اثر، گفتار حکومت صدام را بازتاب میداد. این تولیدات خصلتی فرقهای هم نداشت: از قضا نویسندگان حامی جنگ هم از سنیان بودند و هم از شیعیان. هر حیلهای برای گریز از نوشتن راجع به جنگ نهایتاً بیثمر میماند. یکی از بزرگترین نویسندگان عراقی به بهای نوشتن مقالات مطبوعاتی در حمایت از جنگ توانست لااقل از نوشتن داستان در این زمینه کناره جوید
آثار ادبیای که دربارهی «سربازان فراری» نوشته شد روایتهای به حاشیهراندهشدی جنگ عراق با ایران را برجسته کردند، کسانی که از حافظهی جمعی و تاریخ ادبی عراق پاک شده بودند. آثاری از این دست نوعی حافظهی بدیل هستند که به قلم (یا دربارهی) کسانی نوشته شده که بهطور معمول از گفتارهای عمومی دولت حذف میشدند.
با آغاز جنگ زنان بسیاری از حقوق خود را از دست دادند. حق سفر زنان بدون اجازهی شوهر یا پدر پس گرفته شد؛ زنان دیگر به لوازم جلوگیری از بارداری دسترسی نداشتند و به آنان گفته شد که وظیفهی ملیشان این است که پنج فرزند برای جنگ به ارمغان آورند. حتی کاندوم غیرقانونی اعلام شد
تنها در سال آخر جنگ، وقتی که صدام قصد داشت افکار عمومی را برای صلح با ایران آماده کند بود که زنان مجال بازگویی روایتهایشان دربارهی فجایع جنگ را یافتند. این روایتها وقتی اجازهی انتشار پیدا کردند که حکومت آن را در راستای برنامههای خود میدانست
زنان در طول جنگ باید هم بار کار خانه را به دوش میکشیدند و هم جای خالی مردان را پر میکردند؛ در این سالها میشد زنان را به عنوان کارگر پمپ بنزین و رانندهی کامیون دید. زنانی که در نزدیک جبههها زندگی میکردند وضع بهشدت دشواری داشتند: هم شاهد خرابشدن خانهشان در اثر آتش توپخانهی ایران بودند و هم شاهد کشتهشدن عزیزان و همسایگانشان

فمینیسم و دولت
دبیر مجموعه: دکتر نازنین شاهرکنی
تجربهی زنان دالیت در همکاری با سازمان ملل یکی از مصادیق جهانی ناکامی فمینیستها است؛ برنامههای سازمان ملل از نظر منتقدان منجر به هیچ تغییر اساسی در وضع زنان نشده است
دولت آمریکا تلاشهای فمینیستی را به سمت اصلاح قانون جزا جهت داد بدون آنکه مسئولیتی را به دلیل شیوع خشونت خانگی متوجه خود ببیند و بخواهد تغییرات ساختاری ایجاد کند
تجربهی زنان درگیر در جنبش خانههای امن در ترکیه به آنها نشان داده است که نگهداری از این خانهها مستلزم مسئولیتپذیری دولت است، زیرا بدون بودجهی مستمر دولتی این پناهگاهها مدام در معرض خطر تعطیلی قرار میگیرند
سازمان مردمنهاد «مرکز تحقیقات و مشاوره فمینیستی» در برزیل تجربهای موفق از حضور توامان درون و بیرون دولت نشان میدهد، دولتی که با نظام اداری گسترده، فساد و ناکارآمدیاش زبانزد است.











