تغییر رژیم از طریق حمله خارجی

آزادی بیان
دکتر امیر احمدی آریان
دانشگاهیان و ناشرانی که در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی بهشدت مخالف سانسور بودند اکنون در قالب نوعی پاکسازی فرهنگی با نهادهای آموزشی همکاری کردهاند تا واژگان نژادپرستانه را از چاپهای جدید آثار کلاسیک زبان حذف کنند. این تناقض نیست؟
آزادی بیان فقط حقی برای گفتن و شنیدن نیست؛ نقشی حیاتی در حفظ کیفیت منابع معرفتی ما دارد. وقتی فشار دولت یا جامعه مسیر بیان را میبندد، تصویر ما از جهان نیز مخدوش میشود. بدون تنوع دیدگاهها در نهادهایی چون دانشگاه و مطبوعات، دانشی که تولید میکنیم قابل اعتماد نخواهد بود
دانشگاهها در برابر گفتار نفرتآمیز چه موضعی باید اتخاذ کنند؟ آیا اجازهی سخنرانی دادن و ابراز عقیده به استاد یا دانشجویی که عقاید ضدزن، نژادپرستانه یا ضدمهاجرتی دارد، منجر به بروز خشونت نمیشود؟
چرا بازارِ آزادِ بیان، بیطرف و خودکار به حقیقت نمیرسد؟ وقتی صداها نامتوازناند، حقیقت باید رابطهمند و زمینهمند فهم شود تا آزادی بیان به بازتولیدِ نابرابریهای جنسیتی ختم نشود

تروما و تیمار جمعی
دکتر کیانا کریمی
گروهی از بازماندگان جنگ سوریه که به پرتغال پناه برده بودند، برای بازسازی خویشتن جمعی خود به روایتگری پناه آوردند. مطالعهی تجربه آنها نشان میدهد وقتی روایتگری در دل جمع شکل میگیرد، میتواند رنج را معنا کند و چشماندازی تازه برای آینده بیافریند
راه التیام تروما، خلق روایتیست که هنوز وجود ندارد. روایتی که قرار است در آینده بیاید و زبان زخمی در گذشته شود. تنها با درآوردن تجربههای مهیب از پراکندگی و بیشکلی، و قرار دادن آنها در یک توالی زمانی و معنایی است که میتوان به وقایع تروماتیک امکان بازشناسی داد
مردانگیهای مراقب شکلی از هویت مردانهاند که بهجای سلطهورزی، بر همدلی، وابستگی متقابل، و مسئولیتپذیری عاطفی استوارند. این مردان نهتنها از کلیشههای سنتی مردانه فاصله میگیرند، بلکه با در آغوشگرفتن ارزشهای مراقبتی، برابری جنسیتی را بهگونهای عمیقتر و انسانیتر پی میگیرند.
کنش سیاسی برای بسیاری از انسانها نه فقط شکلی از اعتراض، بلکه شکلی از مراقبت از خود و دیگری است؛ راهی برای معنا دادن به زندگی، و گاه حتی راهی برای دوام آوردن در جهانی که بیتفاوتی را پاداش میدهد. تحقیقات نشان دادهاند که «مولد بودن»، به معنای دغدغهی بزرگتر از خود داشتن، احساس خوشبختی را افزایش میدهد

زبان و ملیگرایی
دکتر الکساندر جباری
سالیانِ سال، فارسی دَری زبانِ محبوبِ میانجی میان هفت قومیت اصلی افغانستان بوده است. اما سیاستهای حاکمانِ اغلب پشتون افغانستان در قرن بیستم بر این تمرکز داشته تا زبان پشتو را به جای دری، به جایگاه زبان میانجی ارتقاء دهند
گویشوران عربی با ویژگیهای قومی، ملی و فرهنگیِ بسیار متفاوت از هم، در یک گسترهی وسیع جغرافیایی ساکن هستند؛ اما آیا تکلم به زبان عربی در جهان عرب، عامل وحدتِ قومی و ملی است؟ تلاقی زبان، هویت ملی و تضادهای سیاسی در کشورهای عربزبان به شکلهای متفاوت از یکدیگر بروز کرده است
آیا استفادهی کرهایها از خطی که مبنایش خط تصویری چینیهاست به غرور ملی و استقلال آنها ضربه میزند؟ آیا بهکاربردن خط بیگانه موجب بردگی فکری ملت میشود؟ آیا پیشینهی غنی فکری و فرهنگی و مذهبی هر ملت با تغییر خط از دست میرود؟
اردو و هندی دو گویش و نگارش رایج از یک زبان هستند که در گذر از جدلهای تاریخی و تحت تأثیر سیاستگذاریهای استعماری راهشان از هم جدا شده است. این جدایی تا آنجا پیش رفت که هر دو زبان به عنوان عنصر مهم شکلدهی هویت ناسیونالیستی در تقابل با دیگری انتخاب شدند

تدوین قانون اساسی
دکتر آنا فروشتوفر و دکتر الکساندر هادسن
هرچه روند تدوین قانون اساسی شمولگراتر باشد، یعنی بخشهای بیشتری از جامعه را دربربگیرد و دخیل کند، سیاستی که از آن نتیجه میشود دموکراتیکتر خواهد بود و اقتدار دولت بعدی محدودتر. به اینترتیب قانون اساسی دوام بیشتری خواهد داشت
در طراحی روند تدوین قانون اساسی باید به تفاوت «مشارکت» بالا و «شمولگرایی» دقت داشت. مشارکت گسترده الزاما به روند دموکراتیک نمیانجامد. در عوض مهم این است که روند تدوین شمولگرا باشد، یعنی همه گروههای ذینفع در تدوین دخیل باشند، ولو نمایندگان این گروهها مجمع کوچکی تشکیل دهند
رمز موفقیت روند تدوین قانون اساسی در اندونزی این بود که قانونگذاران توانستند از مجرای برگزاری انتخابات یک نظام «تناسبی حزبی» تعبیه کنند که همه احزاب و گرایشها را دربرمیگرفت. سازوکار این نظام امکان قطبیشدن جامعه پرشکاف و متنوع اندونزی را به حداقل رساند و احتمال نزاع گروههای اجتماعی بزرگ را کاهش داد
زنان برای احقاق حقوقشان در چهارچوب تغییرات قانون اساسی به سه چیز نیاز دارند: نخست، بسیج عمومی از پایین، دوم، اقدامات هماهنگ برای گنجاندن منافع زنان در برنامههای سیاستگذاری، و سوم، تشویق مشارکت زنان به مثابهی حقی دموکراتیک در هر روند تصمیمگیری

چندفرهنگگرایی و حقوق اقلیتها
دبیر مجموعه: دکتر میثم بادامچی
هند معمولا به عنوان یک مثال نسبتا موفق از فدرالیسم تصور میشود؛ ساختار فدرال مندرج در قانون اساسی هند در دوران پسااستعمار تا حد زیادی به حکومت این امکان را داده که به شیوهای صلحآمیز خردهناسیونالیسمها و تکثر زبانی و قومی را در این کشور به رسمیت بشناسد
تحلیلهای روزمره حول جنبشهای قومیت و ملی، «گروههای قومی» را به عنوان بازیگران اصلی درگیری معرفی میکنند، اما بازیگران اصلیِ بیشتر درگیریها خود گروهها نیستند، بلکه سازمانهای مختلفی هستند که تحت نام این گروهها عمل میکنند
جهان شاهد تبدیل زبان انگلیسی به یک زبان رابط جهانی است. به عقیدهی فان پارِیْس، در این مرحله گذار باید برای غلبه بر نابرابریها، آموزش مهارت زبان انگلیسی را سرعت داد و آن را از انحصار نخبگان و انگلیسیزبانان بومی خارج کرد
سیاست رسمی روسیه در سالهای اخیر در قبال روسزبانان کشورهای همسایه بر اساس دیدگاه «جهان روس» تعریف شده که نگاه فرهنگی و سرزمینی به هویت روسی را در هم میآمیزد و ابزاری برای مداخله در امور دیگر کشورها به دست میدهد.

زنان و تغییر قانون
دبیر مجموعه: دکتر سحر مرانلو
برابری جنسیتی در پیشگاه قانون دقیقاً یعنی چه؟ آیا برابری قانونی به معنای تساوی همگان در برابر قانون است؟ یا برعکس، برای تحقق برابری اتفاقاً باید به جنسیت فرد توجه کرد و در برخی از موارد، قوانینی متفاوت برای زنان و مردان وضع کرد؟ آیا میتوان با اتکاء بر آموزههای فمینیسم نظام حقوقی برابری ترتیب داد؟
قانون ادعا میکند جامعه را برابر و عادلانه میبیند، اما استدلالهای حقوقی قضات همواره تحت تاثیر گرایشها و تعصبات آنها است. راه تحقق یک نظام حقوقی برابر آن است که بازیگران نظام حقوقی متنوعتر شوند و جا برای شیوههای مختلف استدلال حقوقی باز شود
گوئینت بب، اولین زن فارغالتحصیل رشتهی حقوق از دانشگاه آکسفورد بود که در سال ۱۹۱۳ از جامعهی وکلای انگلستان و ولز به خاطر ممانعت از ورود زنان به حرفهی وکالت شکایت کرد. چرا این زن گمنام مانده و نام او در تاریخ حقوق انگلستان نادیده گرفته شده است؟
اولین وکلای زن جنسیت خود را نادیده گرفتند بلکه تنها با اتکا به صلاحیت حرفهای در جامعهی مردانه وکلا پذیرفته شوند. با اینحال اکثر آنها برای ورود به این حرفه با دشواریهای زیادی مواجه شدند و در بسیاری از موارد به دلایل مختلف از کار خود منع شدند یا مجبور شدند تبعیضهای آزاردهندهای را تحمل کند

انتخابات در نظامهای اقتدارگرا
دبیر مجموعه: امیرحسین مهدوی
بعضی کشورها در گذار به دموکراسی در تثبیت حکومتی دموکراتیک عاجز ماندند و برخی دیگر ظرفیت لازم برای استقرار اقتدارگرایی تمامعیار را نداشتند. در هر دو حالت، نظامهای هیبریدی پدیدار شدند که در یک وضعیت خاکستری در میانهی اقتدارگرایی و مردمسالاری به ثبات رسیدند
بالارفتن سطح آموزش مردم الزاماً کمکی به پیشرفت دموکراسی و پایاندادن به اقتدارگرایی نمیکند. بسیاری از کشورها اتفاقاً با اتکاء به نیروی کار تحصیلکرده توسعه مییابند و به موفقیتهای مختلفی دست پیدا میکنند، اما الزاما از شر حاکمان اقتدارگرا خلاص نمیشوند
اگرچه رقابت در انتخاباتهای اقتدارگرا غالبا منصفانه نیست، اما نمایشی خواندن آنها هم با واقعیت انطباق ندارد. نفس برگزاری انتخابات تاثیری تدریجی بر کیفیت ادوار آتی انتخابات دارد. رقابت منظم موجب می شود که حاکم به درجاتی از پاسخگویی میل پیدا کند
زمانی کودتای نظامی اصلیترین دشمن دموکراسی بود، اما امروزه دموکراسیها بیشتر دچار زوال تدریجی میشوند؛ خشونت زوال شاید کمتر باشد، اما بحرانهای برآمده از آن سادهتر نیستند.

جوانان و سیاست
دبیر مجموعه: دکتر آصف بیات

جوانان هویتهای متکثری دارند و دنبالهروی هیچ نوع سیاست بهخصوصی نیستند؛ بلکه در برهه و شرایط مختلف دست به انواع و اقسام سیاستورزی میزنند. اما وقتی دست به عمل سیاسی میزنند، اغلب ذوق و سلیقه و ابداعات جوانی را به کار میگیرند. آنان بدین طریق مهر جوانی را بر پیشانی مبارزات سیاسی حک میزنند و درگیریشان را به گونهای نوآورانه ابراز مینمایند.
بسیاری از تحلیلگران عدم مشارکت جوانان در انتخابات را از عوامل بحران دموکراسی میدانند. اما بسیاری از جوانان و تشکلهای سیاسیشان در آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که مؤثرترین راه برای فشار آوردن به حکومت از طریق اعمال قدرت گفتاری و بیانی، و از طریق آموزش و تغییرات فرهنگی است؛ و نه لزوماً از طریق صندوق رأی
جوانان فقیر ایرانی چه نسبتی با حکومت جمهوری اسلامی داشتهاند؟ آیا چنانکه برخی نظریهپردازیهای عمومی میگویند باید آنها را به دلیل محرومیتشان نیرویی مخالف و مقاوم در برابر سیاستهای حکومت دانست؟ یا چنانکه برخی مورخان نشان میدهند، جوانان فقیر ستون فقرات حامیان جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند؟
قالببندی قیامهای جهانی اخیر در چارچوب شورشهایی به رهبری جوانان تبیین اساساً نادرستی است که نقش محوری طیف گستردهای از بزرگسالان و سازمانهای تحت رهبری بزرگسالان را نادیده میگیرد، و اعتراضاتی را که به طیف گستردهای از سنین مختلف مربوط است، به جوانان تقلیل میدهد. درصد جمعیت جوان در جنبشهای اخیر بین ۲۵ تا ۳۷ درصد بوده است
تمایزگذاری سنی امری قراردادی و دلخواهانه است. ما نمیدانیم پیری چهوقت آغاز میشود؛ درست همانطور که نمیدانیم ثروتمندبودن از کجا آغاز میشود. در همهی جوامع، در جبههی میان جوانی و سالخوردگی جنگ برقرار است. طبقهبندی بر حسب سن همواره به معنای ایجاد محدودیت و ایجاد نظمی است که هر کس باید جای خود را در آن بشناسد

نظامیان و اقتصاد
دبیر مجموعه: دکتر علیرضا اشراقی و دکتر رویا ایزدی

چرا نظامیان در کشورهایی نظیر چین، کوبا و ویتنام با نظام کمونیستی به سرمایهداری علاقهمند میشوند و حضوری پررنگ در اقتصاد پیدا میکنند. نطفهی نیروی نظامی با فعالیتهای عمرانی، مهندسی و اقتصادی از همان آغاز تشکیل نظام جدید بسته شده. همچنین با کاهش منابع، نظامیان برای تامین هزینههای نظامی به فعالیت اقتصادی رو میآورند
نظامیان معمولاً در وضعیت نزاع یا اضطرار اجازهی فعالیت اقتصادی مییابند، و فرض بر این است که با بازگشت اوضاع به حالت عادی باید به پادگانها برگردند. اما نظامیانی که از فعالیت اقتصادی سود میبرند و به فساد ناشی از بینظارتبودنش هم مبتلایند در تداومیافتن وضعیت نزاع میکوشند
سیاستهای آزادسازی اقتصادی ارتشهای کشورهای خاورمیانه را وارد عرصهای کرد که در آن با دردستداشتن امکاناتی انحصاری عملاً جای رقابت را برای بخش خصوصی تنگ کردند و در سطحی بیرقیب به فعالیت تجاری پرداختند. این فعالیتها، و فساد همراه با آن، بهخصوص در بهار عربی، هدف اعتراض جنبشهای مردمی منطقه بود
تحولات سیاسی مانند روند دموکراسیسازی در کشورهای آمریکای لاتین چه تأثیری بر فعالیتهای اقتصادی نظامیان داشته است؟ چرا آزادسازی اقتصادی در کشورهایی فعالیت اقتصادی نظامیان را شتاب داد و در کشورهای دیگری مانع آن شد؟ سود نظامیان از فعالیتهای اقتصادیشان دقیقاً در کجاست؟
نظامیها وانمود میکنند که طرحهای عظیم اقتصادیشان برای «مردم» و «ملّی» هستند، اما اکثریت عظیم «مردم» از این طرحها سودی نمیبرند. سرمایهداری جدید نظامی دیگر در قالب شکلهای کلاسیک اقتصاد و بازار نئولیبرال عمل نمیکند و حتی دیگر در آن خبری از وعدهی آرمانشهر مصرفی نئولیبرال مبنی بر انتخاب آزاد و حقوق فردی هم نیست

نیروهای مسلح و اعتراضات مردمی
دبیر مجموعه: دکتر رویا ایزدی
سه خطر اصلی رهبران حکومتهای اقتدارگرا و حتی بعضی از حکومتهای دموکراتیک را تهدید میکنند: ارتش، نخبگان سیاسی نزدیک و خودی، و تودهی مردم. ارتش احتمال دارد کودتا کند، نخبههای سیاسی نزدیک به رهبران احتمال دارد علیهشان توطئه کنند، و تودهی مردم احتمال دارد قیام کنند
بررسی شیوهی مواجههی نیروهای نظامی با قیامهای مردمی در بحرین، یمن و سوریه بهخوبی نشان میدهد که ارتشها واحدهایی یکپارچه نیستند. فرماندهان و زیردستان منافع بسیار متفاوتی دارند که طی قیامهای تودهای تضادشان آشکار میشود
رفتار متفاوت نیروهای نظامی در مواجهه با قیامهای بهار عربی منجر به بحثهایی داغ و تحلیلهایی متناقض میان پژوهشگران علوم سیاسی شده. چرا در کشورهایی با فرهنگ مشابه و ساختار استبدادی مشترک، الگوهای متنوعی از وفاداری یا تمرد نظامیان را شاهد بودیم؟
سختی معاش، احساس همدلی بیشتر با مردم بهجای تعهد به نظام، نارضایتی از وظایف محوله، و همچنین اختلاف میان صفوف مختلف نظامی از جمله عواملی هستند که احتمال سرپیچی نیروهای مسلح از دستور سرکوب را افزایش میدهند

جامعه و سلامت روان
دبیر مجموعه: دکتر ارکیده بهروزان
استبداد با برقرار کردن بیعدالتی ساختاری برای مردم «اضطراب تروماتیک مدام» پدید میآورد و مدام آنها را در معرض تهدید قرار میدهد تا از ترس توان هیچ حرکتی نداشته باشند. حس خیانتدیدگی در محیط مملو از فساد نظاممند بیحساب و کتاب افراد را دچار تروما میکند
حاکمیت سیاستهایی را پیاده میکند که از کیفیت زندگی و طول عمر مردم میکاهد، اما هرگز مسوولیت وضعیت پیشآمده را نمیپذیرد. نمیتوانیم به اوضاع عمومی، شرایط نابسامان محیط کاری و اضطرابهای روزمره توجه نکنیم و در عوض راجع به ضعف اراده، اشتها، غذا، سیگار، خرید و اعتیاد افراد حرف بزنیم
ژانر خودیاری ریشههای سیاسی معضلات روانی را نادیده میگیرد، معضلات رایج را عادی و خصوصی میکند و فرد را مسوول آشوبهای «خودساخته» و «بیدلیل» درونیاش میداند. خود فرد باید به داد خودش برسد و حال بد او ربطی به اوضاع سیاسی و اجتماعی ندارد
دستهبندی آدمها مطابق معیارهای علوم زیستی و انسانی چه تاثیری دارند و در عمل چه نقشی در ساختار قدرت و فهم و رابطهی انسانها با یکدیگر بازی میکنند؟ دستهبندیها گاه میتوانند هویتهای جدید و نوعی از زیستن را خلق کنند که تابهحال وجود نداشته

جنبش و دموکراسی
دبیر مجموعه: دکتر محمدعلی کدیور
میراث انقلابها چیست؟ انقلابها در یک قرن اخیر دچار چه تحولات مهمی شدهاند؟ آیا باید در تعریف انقلاب تجدیدنظر کرد؟ چه عواملی منجر به وقوع انقلابها میشوند، چه عواملی به موفقیتشان کمک میکنند؟ برای اولینبار به این پرسشها با بررسی دادههای تمامی حرکات انقلابی از سال ۱۹۰۰ میلادی تا کنون پاسخ داده شده است
جنبشهای دیجیتال میتوانند زود دچار انجماد تاکتیکی شوند، ساختار تصمیمگیری ضعیفی دارند و همچنین فاقد رهبری سازمانی و رسمی هستند. ظرفیتها و مهارتهایی که منجر به کسب محبوبیت آنلاین میشود لزوما مهارتهایی نیستند که لازمهی رهبری کارآمد برای جنبشهای اجتماعی هستند
تجربهی کرهجنوبی نکتهای مهم را گوشزد میکند: اثر سرکوب و خشونت دولتی بر اعتراضات را نمیتوان تنها در افزایش و کاهش تعداد رخدادهای اعتراضی دید؛ جنبههای دیگر جنبش مانند تنوع کنشگران، تاکتیکها، گفتمانها، و ائتلافات نیز جنبههای مهمی از جنبش هستند که تحت تاثیر فضای سرکوب احتمال تغییر دارند
انواع گذارهای اعتراضی و جامعهمحور را نمیتوان لزوما در قالب اصلاح یا انقلاب قرار داد. مسیر اعتراضی به دموکراسی میتواند از راههای مختلفی بگذرد و نباید سناریوهای موجود سیاسی را به دوگانهای کاذب تقلیل داد

عراق: جنگ و حافظه
دبیر مجموعه: دکتر حوراء الحسن

کلیت تولیدات ادبی در طول جنگ، به استثناء چند اثر، گفتار حکومت صدام را بازتاب میداد. این تولیدات خصلتی فرقهای هم نداشت: از قضا نویسندگان حامی جنگ هم از سنیان بودند و هم از شیعیان. هر حیلهای برای گریز از نوشتن راجع به جنگ نهایتاً بیثمر میماند. یکی از بزرگترین نویسندگان عراقی به بهای نوشتن مقالات مطبوعاتی در حمایت از جنگ توانست لااقل از نوشتن داستان در این زمینه کناره جوید
آثار ادبیای که دربارهی «سربازان فراری» نوشته شد روایتهای به حاشیهراندهشدی جنگ عراق با ایران را برجسته کردند، کسانی که از حافظهی جمعی و تاریخ ادبی عراق پاک شده بودند. آثاری از این دست نوعی حافظهی بدیل هستند که به قلم (یا دربارهی) کسانی نوشته شده که بهطور معمول از گفتارهای عمومی دولت حذف میشدند.
با آغاز جنگ زنان بسیاری از حقوق خود را از دست دادند. حق سفر زنان بدون اجازهی شوهر یا پدر پس گرفته شد؛ زنان دیگر به لوازم جلوگیری از بارداری دسترسی نداشتند و به آنان گفته شد که وظیفهی ملیشان این است که پنج فرزند برای جنگ به ارمغان آورند. حتی کاندوم غیرقانونی اعلام شد
تنها در سال آخر جنگ، وقتی که صدام قصد داشت افکار عمومی را برای صلح با ایران آماده کند بود که زنان مجال بازگویی روایتهایشان دربارهی فجایع جنگ را یافتند. این روایتها وقتی اجازهی انتشار پیدا کردند که حکومت آن را در راستای برنامههای خود میدانست
زنان در طول جنگ باید هم بار کار خانه را به دوش میکشیدند و هم جای خالی مردان را پر میکردند؛ در این سالها میشد زنان را به عنوان کارگر پمپ بنزین و رانندهی کامیون دید. زنانی که در نزدیک جبههها زندگی میکردند وضع بهشدت دشواری داشتند: هم شاهد خرابشدن خانهشان در اثر آتش توپخانهی ایران بودند و هم شاهد کشتهشدن عزیزان و همسایگانشان

فمینیسم و دولت
دبیر مجموعه: دکتر نازنین شاهرکنی
تجربهی زنان دالیت در همکاری با سازمان ملل یکی از مصادیق جهانی ناکامی فمینیستها است؛ برنامههای سازمان ملل از نظر منتقدان منجر به هیچ تغییر اساسی در وضع زنان نشده است
دولت آمریکا تلاشهای فمینیستی را به سمت اصلاح قانون جزا جهت داد بدون آنکه مسئولیتی را به دلیل شیوع خشونت خانگی متوجه خود ببیند و بخواهد تغییرات ساختاری ایجاد کند
تجربهی زنان درگیر در جنبش خانههای امن در ترکیه به آنها نشان داده است که نگهداری از این خانهها مستلزم مسئولیتپذیری دولت است، زیرا بدون بودجهی مستمر دولتی این پناهگاهها مدام در معرض خطر تعطیلی قرار میگیرند
سازمان مردمنهاد «مرکز تحقیقات و مشاوره فمینیستی» در برزیل تجربهای موفق از حضور توامان درون و بیرون دولت نشان میدهد، دولتی که با نظام اداری گسترده، فساد و ناکارآمدیاش زبانزد است.











