تغییر رژیم از طریق حمله خارجی

آزادی بیان
دکتر امیر احمدی آریان
سیاستمداران هندی از هر مسلکی، هندو، سیک، مسلمان و سکولار، همگی متفقالقول بودند که در جامعهای همچون هند اگر افراد بخواهند آزادانه محتوای باور و اعتقادات یکدیگر را زیر سؤال ببرند، چیزی نمیگذرد که کشور به یک جنگ داخلی کشیده میشود. پس چاره چیست؟
در جهانی که حساسیت نسبت به زبان افزایش یافته، چگونه میتوان آزادانه سخن گفت بیآنکه به انسداد گفتوگو، رنجش یا خودسانسوری دامن زد؟
آنچه امروز با عنوان فرهنگ طرد میشناسیم، بیش از آنکه فقط تهدیدی برای آزادی بیان باشد، نوعی بازپسگیری صدا توسط گروههایی است که پیشتر در حاشیه بودند؛ پدیدهای که ریشه در دلشکستگی هواداران و بازتعریف اخلاقی رابطه با ستارگان دارد
از بهارستان تا اینترنت، از ممیزهای وزارت ارشاد تا بحثهای پرتنش امروز در شبکههای اجتماعی؛ آزادی بیان همچنان میدان نبردی پر از تناقض است. برای نویسندهای که سانسور دلیل مهاجرتش بوده، مواجهه با محدودیتهای تازه در غرب پرسشی بنیادین را زنده میکند: مرز آزادی بیان کجاست؟

تروما و تیمار جمعی
دکتر کیانا کریمی
برای گفتوگو با دیگری، ذهن باید هم سوگیری داشته باشد و هم شهامت کنار گذاشتن آن را. گادامر میگوید این اساس مهارت «شنیدن» در حین مکالمه سیاسی است، مهارتی که ضرورت عاجل فضای سیاسی امروز است
گوشبهزنگی یعنی هنگامی که خشونتهای قبلی باعث میشود سطح هوشیاری فرد نسبت به محیط اطراف بالاتر رود و گیرندههای حسی به شکلی بیشفعال به دنبال یافتن نشانههای خطرِ احتمالی باشند. خیلی وقتها خطری وجود ندارد یا واقعاً احتمال اینکه اتفاق ناگواری بیفتد کم است، اما فرد گوشبهزنگ میپندارد خطر نزدیک است و باید موقعیت خود را مدام محک بزند
درمانگر نمیتواند فقط شاهد رنج فردی مراجع باشد و چشمش را بر نیروهایی که این رنج را در سطح اجتماعی بازتولید میکنند ببندد؛ رواندرمانی اگر بخواهد اخلاقی باشد، باید به جای درمانِ بیسروصدای رنجها، ریشههای ساختاری آنها را هم هدف بگیرد—حتی اگر این ریشهها به سیاست، اقتصاد، یا نهادهای قدرت برگردند
راه التیام تروما، خلق روایتیست که هنوز وجود ندارد. روایتی که قرار است در آینده بیاید و زبان زخمی در گذشته شود. تنها با درآوردن تجربههای مهیب از پراکندگی و بیشکلی، و قرار دادن آنها در یک توالی زمانی و معنایی است که میتوان به وقایع تروماتیک امکان بازشناسی داد

زبان و ملیگرایی
دکتر الکساندر جباری
روزگارانی از سیبری تا سریلانکا، از لندن تا پکن، میشد ردونشان زبان فارسی را بهوضوح پی گرفت. فارسی چطور توانست به موقعیت یک زبانِ فراگیرِ میانجی دست یابد، موقعیتی که امروز از آن انگلیسی شده است؟ راز این گستردگی چه بود؟ و بعد چه بر سرش آمد و چرا افول کرد؟
نسل جوان عربزبان که مکالمات روزمرهشان را با پیامک و چَت انجام میدهند، عبارتهای زبانی و املاء عربی را برای سادگی کار خود تغییر داده است. همین سبب شده است که هراس از قطعِ ارتباط با زبان کهن عربی از هر زمان دیگری بیشتر باشد
گویشوران عربی با ویژگیهای قومی، ملی و فرهنگیِ بسیار متفاوت از هم، در یک گسترهی وسیع جغرافیایی ساکن هستند؛ اما آیا تکلم به زبان عربی در جهان عرب، عامل وحدتِ قومی و ملی است؟ تلاقی زبان، هویت ملی و تضادهای سیاسی در کشورهای عربزبان به شکلهای متفاوت از یکدیگر بروز کرده است
انقلابیون شوروی در ابتدا به زبانهای محلی پروبال فراوان دادند: دادگاهها و نهادهای دولتی و مدارس به زبانهای محلی کار میکردند، آثار ادبی جهان به این زبانها ترجمه میشد و حتی برای زبانهایی که نوشتار نداشتند خط ابداع شد. اما دشواری فراوانِ ادارهی کشور به ۱۹۲ زبان مختلف موجب شد زود از این کار پشیمان شوند

تدوین قانون اساسی
دکتر آنا فروشتوفر و دکتر الکساندر هادسن
وقتی میان مردم مناقشات عمیقی درباره ماهیت و هویت کشور وجود دارد و احساسات انقلابی هم غالب است، بهتر است قانون اساسی در یک «رویکرد تدریجی» نگاشته شود و تصمیم درباره موضوعات جنجالی تا حد ممکن به تعویق بیفتد. این رویکرد موثریست که قانونگذاران هند، ایرلند و اسرائیل اتخاذ کردند
رمز موفقیت روند تدوین قانون اساسی در اندونزی این بود که قانونگذاران توانستند از مجرای برگزاری انتخابات یک نظام «تناسبی حزبی» تعبیه کنند که همه احزاب و گرایشها را دربرمیگرفت. سازوکار این نظام امکان قطبیشدن جامعه پرشکاف و متنوع اندونزی را به حداقل رساند و احتمال نزاع گروههای اجتماعی بزرگ را کاهش داد
قانون اساسی ایالات متحده از نظر ستایشگران آن نمونهی یک «اثر کامل» است. اما این قانون را گروه کوچکی از نخبگان سیاسی نوشتند و گروههای بومی، سیاهان و زنان در روند تدوین آن غایب بودند. مشکلات مزمنی که این غیاب بوجود آورده نشانگر آن است که قانون اساسی باید در یک روند مشارکتی تدوین شود
معمولا تصور میشود که یک قانون اساسی با متن و محتوایی خوب میتواند دموکراسی را تضمین کند، اما دموکراسی اتفاقا از دل فرایندی بر میآید که طی آن محتوای قانون اساسی تدوین میشود. به عبارت دیگر، دموکراسی از متن قانون اساسی نشأت نمیگیرد، در حین تدوین این قانون است که شکل میگیرد و پایداری و سلامت آن تضمین میشود

چندفرهنگگرایی و حقوق اقلیتها
دبیر مجموعه: دکتر میثم بادامچی
در مناطق کردنشین شمال خاورمیانه دو نوع جنبش کرد متمایز پدید آمده است؛ یکی در کردستان عراق و مبتنی بر ایدهی دولت-ملت و دیگری در سوریه بر اساس اصول خودسازماندهی اجتماعی تحت تاثیر عبدالله اوجالان
همانطور که با ظهور سکولاریسم سیاسی و پذیرش آزادی مذهبی در غرب، کلیسا از دولت جدا شد، قومیت هم باید از دولت جدا شود تا بیطرفی دولت تضمین شود. مدل «خودآیینی غیرسرزمینی» بر این اصل استوار است
چندفرهنگگرایان به دنبال تحقق «حقوق گروهی» برای گروههای اقلیت هستند. اما این حقوق نه تنها الزاما گامی در جهت برابری جنسیتی برنمیدارد، گاهی حتی گره جدیدی به مشکلات میافزاید؛ خاصه وقتی که گروه اقلیت مردسالارتر است
برخی از محققان فدرالیسم را نوعی برتر از حکومتداری قلمداد میکنند که مدافع عدالت توزیعی و دموکراسی است، اما کاترین ادنی میگوید هیچ چیز ذاتی در مورد ساختار فدرال وجود ندارد که لزوماً به برقراری لیبرال دموکراسی بینجامد

زنان و تغییر قانون
دبیر مجموعه: دکتر سحر مرانلو
برابری جنسیتی در پیشگاه قانون دقیقاً یعنی چه؟ آیا برابری قانونی به معنای تساوی همگان در برابر قانون است؟ یا برعکس، برای تحقق برابری اتفاقاً باید به جنسیت فرد توجه کرد و در برخی از موارد، قوانینی متفاوت برای زنان و مردان وضع کرد؟ آیا میتوان با اتکاء بر آموزههای فمینیسم نظام حقوقی برابری ترتیب داد؟
قانون ادعا میکند جامعه را برابر و عادلانه میبیند، اما استدلالهای حقوقی قضات همواره تحت تاثیر گرایشها و تعصبات آنها است. راه تحقق یک نظام حقوقی برابر آن است که بازیگران نظام حقوقی متنوعتر شوند و جا برای شیوههای مختلف استدلال حقوقی باز شود
گوئینت بب، اولین زن فارغالتحصیل رشتهی حقوق از دانشگاه آکسفورد بود که در سال ۱۹۱۳ از جامعهی وکلای انگلستان و ولز به خاطر ممانعت از ورود زنان به حرفهی وکالت شکایت کرد. چرا این زن گمنام مانده و نام او در تاریخ حقوق انگلستان نادیده گرفته شده است؟
اولین وکلای زن جنسیت خود را نادیده گرفتند بلکه تنها با اتکا به صلاحیت حرفهای در جامعهی مردانه وکلا پذیرفته شوند. با اینحال اکثر آنها برای ورود به این حرفه با دشواریهای زیادی مواجه شدند و در بسیاری از موارد به دلایل مختلف از کار خود منع شدند یا مجبور شدند تبعیضهای آزاردهندهای را تحمل کند

انتخابات در نظامهای اقتدارگرا
دبیر مجموعه: امیرحسین مهدوی
بعضی کشورها در گذار به دموکراسی در تثبیت حکومتی دموکراتیک عاجز ماندند و برخی دیگر ظرفیت لازم برای استقرار اقتدارگرایی تمامعیار را نداشتند. در هر دو حالت، نظامهای هیبریدی پدیدار شدند که در یک وضعیت خاکستری در میانهی اقتدارگرایی و مردمسالاری به ثبات رسیدند
بالارفتن سطح آموزش مردم الزاماً کمکی به پیشرفت دموکراسی و پایاندادن به اقتدارگرایی نمیکند. بسیاری از کشورها اتفاقاً با اتکاء به نیروی کار تحصیلکرده توسعه مییابند و به موفقیتهای مختلفی دست پیدا میکنند، اما الزاما از شر حاکمان اقتدارگرا خلاص نمیشوند
اگرچه رقابت در انتخاباتهای اقتدارگرا غالبا منصفانه نیست، اما نمایشی خواندن آنها هم با واقعیت انطباق ندارد. نفس برگزاری انتخابات تاثیری تدریجی بر کیفیت ادوار آتی انتخابات دارد. رقابت منظم موجب می شود که حاکم به درجاتی از پاسخگویی میل پیدا کند
زمانی کودتای نظامی اصلیترین دشمن دموکراسی بود، اما امروزه دموکراسیها بیشتر دچار زوال تدریجی میشوند؛ خشونت زوال شاید کمتر باشد، اما بحرانهای برآمده از آن سادهتر نیستند.

جوانان و سیاست
دبیر مجموعه: دکتر آصف بیات

جوانان هویتهای متکثری دارند و دنبالهروی هیچ نوع سیاست بهخصوصی نیستند؛ بلکه در برهه و شرایط مختلف دست به انواع و اقسام سیاستورزی میزنند. اما وقتی دست به عمل سیاسی میزنند، اغلب ذوق و سلیقه و ابداعات جوانی را به کار میگیرند. آنان بدین طریق مهر جوانی را بر پیشانی مبارزات سیاسی حک میزنند و درگیریشان را به گونهای نوآورانه ابراز مینمایند.
جوانان مسلمان از یک سو در معرض سوءتفاهمهای فراگیر و بازنماییهای ناخواسته هستند و از دیگر سو، در تلاش برای یافتن موقعیتهای شایسته برای زیستن. از یک سو در غرب آنها را تروریستهای بالقوه میبینند و از سوی دیگر، حاکمان اقتدارگرای کشورهایشان آنها را «آیندهسازان» میخوانند در حالی که برای اکثریت آنها هیچ روزنهای برای داشتن زندگیای دلخواه و سازنده باقی نمیگذارند
تمایزگذاری سنی امری قراردادی و دلخواهانه است. ما نمیدانیم پیری چهوقت آغاز میشود؛ درست همانطور که نمیدانیم ثروتمندبودن از کجا آغاز میشود. در همهی جوامع، در جبههی میان جوانی و سالخوردگی جنگ برقرار است. طبقهبندی بر حسب سن همواره به معنای ایجاد محدودیت و ایجاد نظمی است که هر کس باید جای خود را در آن بشناسد
چه چیزی باعث شد جوانانی که میتوانستند شاگرد مدرسه، عاشق، همسایه یا کارگر کارخانه باشند، در جامهی اعضای گارد سرخ عاملان اصلی پیشبرد انقلاب فرهنگی چین شوند و مشتاقانه به ستیزی فرقهای روی بیاورند که به قیمت جانشان تمام شود؟
قالببندی قیامهای جهانی اخیر در چارچوب شورشهایی به رهبری جوانان تبیین اساساً نادرستی است که نقش محوری طیف گستردهای از بزرگسالان و سازمانهای تحت رهبری بزرگسالان را نادیده میگیرد، و اعتراضاتی را که به طیف گستردهای از سنین مختلف مربوط است، به جوانان تقلیل میدهد. درصد جمعیت جوان در جنبشهای اخیر بین ۲۵ تا ۳۷ درصد بوده است

نظامیان و اقتصاد
دبیر مجموعه: دکتر علیرضا اشراقی و دکتر رویا ایزدی

چرا نظامیان در کشورهایی نظیر چین، کوبا و ویتنام با نظام کمونیستی به سرمایهداری علاقهمند میشوند و حضوری پررنگ در اقتصاد پیدا میکنند. نطفهی نیروی نظامی با فعالیتهای عمرانی، مهندسی و اقتصادی از همان آغاز تشکیل نظام جدید بسته شده. همچنین با کاهش منابع، نظامیان برای تامین هزینههای نظامی به فعالیت اقتصادی رو میآورند
نظامیان معمولاً در وضعیت نزاع یا اضطرار اجازهی فعالیت اقتصادی مییابند، و فرض بر این است که با بازگشت اوضاع به حالت عادی باید به پادگانها برگردند. اما نظامیانی که از فعالیت اقتصادی سود میبرند و به فساد ناشی از بینظارتبودنش هم مبتلایند در تداومیافتن وضعیت نزاع میکوشند
سیاستهای آزادسازی اقتصادی ارتشهای کشورهای خاورمیانه را وارد عرصهای کرد که در آن با دردستداشتن امکاناتی انحصاری عملاً جای رقابت را برای بخش خصوصی تنگ کردند و در سطحی بیرقیب به فعالیت تجاری پرداختند. این فعالیتها، و فساد همراه با آن، بهخصوص در بهار عربی، هدف اعتراض جنبشهای مردمی منطقه بود
تحولات سیاسی مانند روند دموکراسیسازی در کشورهای آمریکای لاتین چه تأثیری بر فعالیتهای اقتصادی نظامیان داشته است؟ چرا آزادسازی اقتصادی در کشورهایی فعالیت اقتصادی نظامیان را شتاب داد و در کشورهای دیگری مانع آن شد؟ سود نظامیان از فعالیتهای اقتصادیشان دقیقاً در کجاست؟
نظامیها وانمود میکنند که طرحهای عظیم اقتصادیشان برای «مردم» و «ملّی» هستند، اما اکثریت عظیم «مردم» از این طرحها سودی نمیبرند. سرمایهداری جدید نظامی دیگر در قالب شکلهای کلاسیک اقتصاد و بازار نئولیبرال عمل نمیکند و حتی دیگر در آن خبری از وعدهی آرمانشهر مصرفی نئولیبرال مبنی بر انتخاب آزاد و حقوق فردی هم نیست

نیروهای مسلح و اعتراضات مردمی
دبیر مجموعه: دکتر رویا ایزدی
سه خطر اصلی رهبران حکومتهای اقتدارگرا و حتی بعضی از حکومتهای دموکراتیک را تهدید میکنند: ارتش، نخبگان سیاسی نزدیک و خودی، و تودهی مردم. ارتش احتمال دارد کودتا کند، نخبههای سیاسی نزدیک به رهبران احتمال دارد علیهشان توطئه کنند، و تودهی مردم احتمال دارد قیام کنند
بررسی شیوهی مواجههی نیروهای نظامی با قیامهای مردمی در بحرین، یمن و سوریه بهخوبی نشان میدهد که ارتشها واحدهایی یکپارچه نیستند. فرماندهان و زیردستان منافع بسیار متفاوتی دارند که طی قیامهای تودهای تضادشان آشکار میشود
رفتار متفاوت نیروهای نظامی در مواجهه با قیامهای بهار عربی منجر به بحثهایی داغ و تحلیلهایی متناقض میان پژوهشگران علوم سیاسی شده. چرا در کشورهایی با فرهنگ مشابه و ساختار استبدادی مشترک، الگوهای متنوعی از وفاداری یا تمرد نظامیان را شاهد بودیم؟
سختی معاش، احساس همدلی بیشتر با مردم بهجای تعهد به نظام، نارضایتی از وظایف محوله، و همچنین اختلاف میان صفوف مختلف نظامی از جمله عواملی هستند که احتمال سرپیچی نیروهای مسلح از دستور سرکوب را افزایش میدهند

جامعه و سلامت روان
دبیر مجموعه: دکتر ارکیده بهروزان
استبداد با برقرار کردن بیعدالتی ساختاری برای مردم «اضطراب تروماتیک مدام» پدید میآورد و مدام آنها را در معرض تهدید قرار میدهد تا از ترس توان هیچ حرکتی نداشته باشند. حس خیانتدیدگی در محیط مملو از فساد نظاممند بیحساب و کتاب افراد را دچار تروما میکند
حاکمیت سیاستهایی را پیاده میکند که از کیفیت زندگی و طول عمر مردم میکاهد، اما هرگز مسوولیت وضعیت پیشآمده را نمیپذیرد. نمیتوانیم به اوضاع عمومی، شرایط نابسامان محیط کاری و اضطرابهای روزمره توجه نکنیم و در عوض راجع به ضعف اراده، اشتها، غذا، سیگار، خرید و اعتیاد افراد حرف بزنیم
ژانر خودیاری ریشههای سیاسی معضلات روانی را نادیده میگیرد، معضلات رایج را عادی و خصوصی میکند و فرد را مسوول آشوبهای «خودساخته» و «بیدلیل» درونیاش میداند. خود فرد باید به داد خودش برسد و حال بد او ربطی به اوضاع سیاسی و اجتماعی ندارد
دستهبندی آدمها مطابق معیارهای علوم زیستی و انسانی چه تاثیری دارند و در عمل چه نقشی در ساختار قدرت و فهم و رابطهی انسانها با یکدیگر بازی میکنند؟ دستهبندیها گاه میتوانند هویتهای جدید و نوعی از زیستن را خلق کنند که تابهحال وجود نداشته

جنبش و دموکراسی
دبیر مجموعه: دکتر محمدعلی کدیور
میراث انقلابها چیست؟ انقلابها در یک قرن اخیر دچار چه تحولات مهمی شدهاند؟ آیا باید در تعریف انقلاب تجدیدنظر کرد؟ چه عواملی منجر به وقوع انقلابها میشوند، چه عواملی به موفقیتشان کمک میکنند؟ برای اولینبار به این پرسشها با بررسی دادههای تمامی حرکات انقلابی از سال ۱۹۰۰ میلادی تا کنون پاسخ داده شده است
جنبشهای دیجیتال میتوانند زود دچار انجماد تاکتیکی شوند، ساختار تصمیمگیری ضعیفی دارند و همچنین فاقد رهبری سازمانی و رسمی هستند. ظرفیتها و مهارتهایی که منجر به کسب محبوبیت آنلاین میشود لزوما مهارتهایی نیستند که لازمهی رهبری کارآمد برای جنبشهای اجتماعی هستند
تجربهی کرهجنوبی نکتهای مهم را گوشزد میکند: اثر سرکوب و خشونت دولتی بر اعتراضات را نمیتوان تنها در افزایش و کاهش تعداد رخدادهای اعتراضی دید؛ جنبههای دیگر جنبش مانند تنوع کنشگران، تاکتیکها، گفتمانها، و ائتلافات نیز جنبههای مهمی از جنبش هستند که تحت تاثیر فضای سرکوب احتمال تغییر دارند
انواع گذارهای اعتراضی و جامعهمحور را نمیتوان لزوما در قالب اصلاح یا انقلاب قرار داد. مسیر اعتراضی به دموکراسی میتواند از راههای مختلفی بگذرد و نباید سناریوهای موجود سیاسی را به دوگانهای کاذب تقلیل داد

عراق: جنگ و حافظه
دبیر مجموعه: دکتر حوراء الحسن

کلیت تولیدات ادبی در طول جنگ، به استثناء چند اثر، گفتار حکومت صدام را بازتاب میداد. این تولیدات خصلتی فرقهای هم نداشت: از قضا نویسندگان حامی جنگ هم از سنیان بودند و هم از شیعیان. هر حیلهای برای گریز از نوشتن راجع به جنگ نهایتاً بیثمر میماند. یکی از بزرگترین نویسندگان عراقی به بهای نوشتن مقالات مطبوعاتی در حمایت از جنگ توانست لااقل از نوشتن داستان در این زمینه کناره جوید
آثار ادبیای که دربارهی «سربازان فراری» نوشته شد روایتهای به حاشیهراندهشدی جنگ عراق با ایران را برجسته کردند، کسانی که از حافظهی جمعی و تاریخ ادبی عراق پاک شده بودند. آثاری از این دست نوعی حافظهی بدیل هستند که به قلم (یا دربارهی) کسانی نوشته شده که بهطور معمول از گفتارهای عمومی دولت حذف میشدند.
با آغاز جنگ زنان بسیاری از حقوق خود را از دست دادند. حق سفر زنان بدون اجازهی شوهر یا پدر پس گرفته شد؛ زنان دیگر به لوازم جلوگیری از بارداری دسترسی نداشتند و به آنان گفته شد که وظیفهی ملیشان این است که پنج فرزند برای جنگ به ارمغان آورند. حتی کاندوم غیرقانونی اعلام شد
تنها در سال آخر جنگ، وقتی که صدام قصد داشت افکار عمومی را برای صلح با ایران آماده کند بود که زنان مجال بازگویی روایتهایشان دربارهی فجایع جنگ را یافتند. این روایتها وقتی اجازهی انتشار پیدا کردند که حکومت آن را در راستای برنامههای خود میدانست
زنان در طول جنگ باید هم بار کار خانه را به دوش میکشیدند و هم جای خالی مردان را پر میکردند؛ در این سالها میشد زنان را به عنوان کارگر پمپ بنزین و رانندهی کامیون دید. زنانی که در نزدیک جبههها زندگی میکردند وضع بهشدت دشواری داشتند: هم شاهد خرابشدن خانهشان در اثر آتش توپخانهی ایران بودند و هم شاهد کشتهشدن عزیزان و همسایگانشان

فمینیسم و دولت
دبیر مجموعه: دکتر نازنین شاهرکنی
تجربهی زنان دالیت در همکاری با سازمان ملل یکی از مصادیق جهانی ناکامی فمینیستها است؛ برنامههای سازمان ملل از نظر منتقدان منجر به هیچ تغییر اساسی در وضع زنان نشده است
دولت آمریکا تلاشهای فمینیستی را به سمت اصلاح قانون جزا جهت داد بدون آنکه مسئولیتی را به دلیل شیوع خشونت خانگی متوجه خود ببیند و بخواهد تغییرات ساختاری ایجاد کند
تجربهی زنان درگیر در جنبش خانههای امن در ترکیه به آنها نشان داده است که نگهداری از این خانهها مستلزم مسئولیتپذیری دولت است، زیرا بدون بودجهی مستمر دولتی این پناهگاهها مدام در معرض خطر تعطیلی قرار میگیرند
سازمان مردمنهاد «مرکز تحقیقات و مشاوره فمینیستی» در برزیل تجربهای موفق از حضور توامان درون و بیرون دولت نشان میدهد، دولتی که با نظام اداری گسترده، فساد و ناکارآمدیاش زبانزد است.











